اول بگم که هم کتاب رو خوندم و هم برنامه ریزی زبان رو شروع کردم
حالا به من میگن دخترخوب 
خدا رو شکر حداقل از شرمندگی وجدان و از خجالت خشایارخان در اومدم
حالا بریم سر عنوان پست:
چند شب پیش موضوع برنامه اُپرا در مورد خشونت ج-ن-س-ی و ت-ج-ا-و-ز بود. البته مسأله اینجا بود که این موضوع در مورد ارتباط بین زن و شوهر بود نه اینکه مثلا اینایی که آدم میدزدن و از این حرفا.
بگذریم از اینکه خانومهایی که به برنامه اومده بودن و به خاطره این قضیه جداشده بودن و هزارتا مشکل دیگه چی گفتن و چی شنیدن.... که خودش چند تا پست میشه.
برای من نکته جالب صحبتهای خانوم دکتری بود که دعوت کرده بود. این خانوم جملاتش رو با این شروع کرد که " هرکس که با نارضایتی شما اقدام به ارتباط کنه، متجاوز هست و اصلا مهم نیست که حلقه ای در دست دارید یا نه "
بعدش هم گفت که ما در بیمارستانها این امکان رو داریم که اگه شما تا ۴۸ ساعت بعد مراجعه کنید با معاینه شما بتونن این مسأله رو تأیید کنن تا شما بتونین اون رو گزارش بدید!!!
من فقط به این فکر میکردم که ما کجاییم و اونا کجا. زنای بیچاره ما کتک میخورن، بچشون رو ازشون دور میکنن، اجازه کار و خروج از کشور و خلاصه آب خوردنشون دست مردهاست و آخرشم بعد یه عمر بچه داری و خونه داری و شوهر داری، یک هشت از اعیانی ( اگه وجود داشته باشه ) ارث میبرن و جد پدری نسلها قبل بچشون در نگهداریش و حضانتش اولویت داره و... تازه حق طلاق هم که ندارن و تا آخر عمرشون تابع خواستن یا نخواستن یه آدم دیگه هستن
اونوقت تو کشورهایی که ما میگیم حرمت و فلان و بهمان نیست، دیگه این چیزا حل شده و پیش پا افتادس و رفتن دنبال آزارهای روحی آدما و خواسته هاشون و اینقدر حمایت میکنن که حتی برای این مسأله که من نمیدونم اونجا چند درصد احتمال وقوع داره، در بیمارستانها مشاور گذاشتن برای تأیید و گزارش به پلیس که پدر پدر جد طرف رو دربیاره و تو مثالهایی که اونجا تشریف داشتن کمتر از زندان نبود.
باز من بعد حقوق زنان وجودم دچار فوران شده، برم تا به زمین و زمان بد وبیراه نگفتم.